سلولهای شیطون ما

ما یه خانواده معمولی بودیم.یه خانواده تقریبآ معمولی بودیم…خب…قبول.یه خانواده نسبتآ معمولی بودیم یا لااقل سعی میکردیم اینطور به نظر بیاییم.

تا جایی که من شنیدم شش ماهم که بوده بابام سرطان گرفته : لنفوم ، فیبروبلاستوما.

تا جایی که یادمه هشت سالم که بود مامانم سرطان گرفت : تومور مغزی ، نورواکتودرمال.

…و تقریبآ شش ماه بعدش من سرطان گرفتم : هوچکین.

باید خیلی سال طول میکشید تا بتونم یه جا اینا رو بگم .

شاید برای اینکه کمتر بشن نگاههایی که با فهمیدنشون الکی مهربون میشن.کمتر بشن پزشکهایی که تو چشمت زل میزنن و میگن سرطان داری…و کمتر بشن لحظه هایی که با خودت روراست نیستی.

Advertisements

2 comments so far

  1. حمید رضا فرتاش on

    سلام
    متن قشنگی بود ولی دوراهه داشت
    یعنی نمی شد فهمید که راضی به رضای حق بودی ویا اینکه چرائی سرنوشت
    به هرحال من هم سرطان خون داشتم و مراحل خاصی را البته با دیدگاه خودم گذرانده ام

  2. مریم on

    سلام
    من یه دختر 22 ساله ام مبتلا به هوچکین
    دررابطه با نظری که نوشته بودند پدرم سرطان داشت مادرم سرطان داشت وحال من سرطان هوچکین گرفتم می خواستم بگم هوچکین خوش خیم ترین غده ی ریه است که درسال 1832 توسط توماس هوچکین کشف شده وحال قابل درمان است خدارو شکر بسیار ی بیماری ها از جمله سرطانها قابل درمانند علم روز به روز درحال پیشرفته ودرآخر اینکه خدا با ماست وکارهای او بی حکمت نیست فقط کافی است به او ایمان داشته باشی موفق باشین به منم سر بزنین ممنون


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: