سیستم درمانی پارادوکسیکال ما

آلبوم عکسهای منو که نگاه بکنی دو تا تولد خیلی متفاوت توش هست . تولد هفت سالگی و تولد هشت سالگی.

اولیش یه جشن جمع و جوره از یه خانواده جمع و جور و کاملآ عادی .                                      07-01-07_1605.jpg  07-01-07_16041.jpg

عکس دوم چهار ماه بعد از جراحی مامانه و چند ما قبل از هوچکینی شدن من. دومی کاملآ مفصلتره . خونه تزیین شده ، کادوها بیشترند ، کیک قشنگتره ، لبها موقع خنده بالاتر رفتن و نگاهها عمیقترند . یه جورایی مثل یه تظاهراته که میخواد ثابت کنه هیچ اتفاقی نیفتاده . اما نگاهها همه چی رو لو میدن : ته چشمهای بابا زیادی براق و افتاده است ، چشمهای مادربزرگم ناراحت و یه جورایی هم عصبانیه و چشمهای مامان انگار میخواد همه لحظه ها رو ببلعه. نگاهش بدجوری شبیه کسیه که میخواد بچه هاش رو بغل کنه.

07-01-07_1606.jpg  07-01-07_16072.jpg

در مورد تابلوتر شدن این نگاهها هشت روز خیلی اساسی هست ، هشت روز از عید هفتاد و چهار که مامان تو بیمارستان شریعتی بستری شد برای اقدامات تشخیصی . تو اون هشت روز اونقدر حدسهای پرت تو پرونده مامان ثبت شد که تشخیص درست رو چند ماه عقب بیندازه .

پیش اومده بود از دید یه دانشجوی پزشکی با این سؤال روبرو بشم که گناه بقیه چیه که شماها میخواید یاد بگیرید . مریضهایی که میان بیمارستان دولتی چه گناهی کردن که گیر ندونم کاریهای شما بیفتن؟

جواب من همیشه مشخص بود : یه سری از این ناواردیها اجتناب ناپذیره و تجربه برای جلوگیری ازشون لازمه . جامعه به هر حال به پزشکهای جدید نیاز داره و باید هزینه اش رو هم پرداخت کنه.

اما اگه امروز موقع ورق زدن آلبوم یکی اینا رو از من میپرسید بدون شک مکث میکردم.

مامان برام تعریف کرده تو اون هشت روز هر شکی براش کردن ، از بهجت و لوپوس گرفته تا حساسیت پوستی . هر شکی به جز تومور مغزی.

خود من البته همیشه دیدی که پزشکی به آدم میده رو دوست داشتم . اما نمیدونم شاید تخصصی بودن تمام فیلدهای پزشکی یه جاهایی میدان دید رو محدود کرده . اینکه اینترن روماتولوژی با  کوچکترین نشانه ای اوردر بیوپسی بده و دنبال بقیه نشانه های لوپوس باشه البته ذاتآ بد نیست اما اینکه سردردهای موضعی تک لوبی ، بی حسی یه دست و سرگیجه اصلآ شکی برای درخواست حتی یه اسکن بدون تزریق رو هم نده به نظر من غیر قابل اغماضه . و بدتر از اون استادای مسلمی که شاید خیلی از دانشجوها طعم توبیخ شدن تو مورنینگهاشون رو داشته باشن اما اونها هم…

قبول دارم که سیستم به اندازه کافی بودجه نداره ، که وقت اون پزشک پره و شاید خیلی بیشتر از مریضهاش به علم مملکت خدمت کرده ، که دانشجوی پزشکی با این وضع نظام آموزشی و کمالگرا بودنش نمیتونه همیشه درست رفتار کنه ؛ اما این وسط یه چیزی همه این توجیحها رو به هم میریزه : اون دو تا عکس آلبوم.

مادرم احتمالآ کیس آموزشی خوبی بوده . اونقدر که کادر درمان رو تهدید کرده که قاطی ملاقاتیها از بیمارستان فرار میکنه تا مرخصش کردن.

قبول دارم که خیلی وقتها مریضها با دانشجو جماعت مشکل دارن . حتی خود من وقتی شیمی درمانی میشدم و یه فنچ هشت ساله بودم دوست نداشتم دانشجوهای پرستاری بیان بالا سرم . حتی اگه مهمترین کارشون برای من تنظیم سرم بوده باشه . البته هر چند اونقدر سرخ و سفید میشدن و آخرش هم پرستار مجبور میشد خودش بیاد بالا سرم اما اون دید منفی به هر حال وجود داشت و جلوی دانشجوها سنگ می انداخت …

از یه دید دیگه هم اگر نگاه کنیم ، هر دانشجوی پزشکی احتمالآ مواجه میشه با مواردی که مجبوره کار پزشک معالج و اغلب هم متخصص رو انجام بده . میدونم که این اجبار چقدر شدید وگاهی غیرقابل اجتنابه اما وقتی از اول تا آخر پروسه درمان حتی یک بار هم پزشکی که اسمش بالا سر مریض خورده چهره مریض رو هم نمیبینه گناه اون بیماری که به اعتبار تخصص و فوق تخصص و فلوشیپ پزشک به کادر درمان اعتماد کرده چی میشه ؟ اینجا من دانشجو مقصر نیستم که به استاد یا رزیدنت اجازه اهمال میدم؟

Advertisements

23 comments so far

  1. tanha tanhai on

    dear nooshin
    man be khater in ke ba in noo veblag ashna nistam nemidoonam aya matn ghabli man ra gerefti ya na vali dobare barad minevisam ke man vaghean doost daram bedoonam yk bache saratani che ehsasi dare
    montazeretam
    az taraf tanha tanhai

  2. soorena on

    azize delam:*…nemidooni che hessi peida kardam vaghti neveshtat ro khoondam…na hesse tarahhom ghatan nist ye hesse ehteram va omid…khoshhalam ke in weblog ro shoroo kardi:)…dar morede soali ke porsidi:kh sohravardie shomali-koocheye shahr tash-shomareye 73-tel:88768524

  3. اروس on

    سلام هانیه عزیز، خوشحالم اینجا رو پیدا کردم. حال عجیی بهم دست داد. برات ارزوی موفقیت می کنم. لابه لای خط خط این نوشته ها شایستگی و امید و قدرت حس می کنم.

  4. صورتي on

    سلام

    توانايي قشنگ من به قول خودت در مقابل توانايي تو يه جورايي لنگ مياندازه .خوشحال شدم از آشناييت دوست تازه!

  5. علي مقيمي on

    سلام! خوشحالم كه اينجام و مرسي كه سر زدين به وبلاگم. اينجابوي زندگي مياد و بودن توي لحظه! در مورد سيب چيزي نوشته بودم توي وبلاگم ولي حالا ميبينم كه شما اونرو زندگي كردين! تبريك ميگم بهتون!

  6. احسان on

    هانیه جان! ممنونم از توجهت و کامنتی که گذاشتی. از آشنایی با دوست امیدوار و با ارزشی چون تو بسیار خوشحالم. در مورد مطلبی که اشاره کردی میخواستم ازت تشکر کنم اما آدرس ایمیلی از خودت نگذاشته بودی. هر وقت فرصت کردی با من در تماس باش. شاد باشی

  7. Reza on

    salam , az ashnaiit khoshhalam va montazere post haie baadi hastam 🙂 dar morede didi ham ke onvan kardi hame ma be noei in hess ro lams mikonim albate ba tavajoh be tajarobe unique to ehtemalan in hess kheiili ghvitar o vagheii tar boode

  8. ali shiravi on

    dear! i think CANCERIC is not an accepted word atleast in a sort of English that i know.check it up plz

  9. shaqayeq on

    salam khanoomi:)az commentet residam be inja o kheili khoshhalam 🙂 midouni man fekr konam mifahmam oun chizi ro ke dar morede daneshjouhaye pezeshki gofti…man kheili kheili movazebe in boudam ke marizha ro moazab nakonam o be serfe inke tou bmarestane dolati bastari hastan harime khosoosishoun ro nadide begiram vali midounam ke bazam gahi nashode ke ounjour amal konam ke bayad…
    kheili jaha naghs hast kheili jaha:(

  10. محمود on

    سلام هانيه خانم.
    ممنون از كامنتي كه گذاشتي.
    مادر من هم در سال 81 دچار سرطان تيروئيد شد و يك سال تمام مداوايش طول كشيد(عمل جراحي، پرتو درماني و يد درماني) كه با يد درماني شكر خدا حالش خوب شد و من خودم 9 سال هست كه روي صندلي چرخدار زندگي مي كنم. و تمام نوشته هاي شما برايم قابل درك بود(بيمارستان و دانشجويان پزشكي و…)
    براي تو و خودم و همه آرزوي روزهاي خوبي مي كنم و يه چيزي كه خودم ياد گرفتم اينه كه هميشه دنبال لحظه هاي شاد باشم. ضمن اينكه شما اراده قوي داريد

  11. دخترارديبهشتي on

    سلام دوست جانم…..مرسی ازت…تقریبا می فهمم چی می گی …خودم با اینکه تو بیمارستان بودم و سعی کردم رعایت کنم خیلی چیزا رو اما باز هم نمیشد….همیشه خودمو میذاشتم جای مریضام..اره می فهم…بیا و بازم بنویس عزیزم.

  12. پزشكي تبريز 78 on

    سلام
    خيلي ممنون از اينكه به وبلاگ ما افتحار دادي و ممنون از نظرت.
    من فكر ميكنم دانشجويي كه در حال يادگيريه مقصر نيست. مقصر استاديه كه اصولا بايد بر كار اونا نظارت كنه اما اينقدر به فكر پوله كه حوصله اينكارا رو نداره

  13. علیرضا on

    خوب البته هر بیماری به بیمارستان‌های آموزشی می‌یاد ، در واقع قبول کرده به عنوان یک جزء از آموزش باشه. منتها دو مسئله اینجا هست ، یکی اینکه خیلی وقت‌ها بیمارها چاره ای ندارن جز اینکه به بیمارستان آموزشی بیان و دیگه اینکه بعضی‌ها اصلا نمی دونن بیمارستان آموزشی چطور محیطی هست.
    از دیدگاه اخلاقی به قضیه نگاه کنیم ، صحبت کمی سخته.

  14. هانیه on

    ali shiravi : yes , you’re right.as long as I know the used word is cancerous . but I didn’t want that my blog’s name remember cells specially cancerous one’s . here in this blog I wanna speak about a canceric soul which is made up of cancerous cells.anyway,thank you for your attention.
    پزشکی تبریز 78:حرفت رو قبول دارم.اما لااقل با وضع موجود دانشجوی پزشکی نباید به آموزشهاش تنها به چشم واحد درسی نگاه کنه.منظورم اینه که خیلی وقتها یه اهمال یا حتی فراموشی ساده عواقب نه چندان ساده ای برای بیمار داره.
    علیرضا:تا حدی موافقم.به خصوص در مورد یه سری از اشتباهات اجتناب ناپذیر.اما به نظر من این آموزش نباید با بالاترین هزینه جانی انجام بشه.خیلی از مشکلاتی که تو یه بیمارستان دولتی پیش میاد با کمی توجه بیشتر و به خصوص مدیریت بهتر قابل جلوگیریه.

  15. tanha tanhai on

    سلام خانم هانیه
    امیدوارم همیشه سالم باشید
    یادم یه زمانی به من سر زدید و گفتید
    اگر من بخواهم می توانید برای من
    از حسی که یک بچه سرطانی داره بگویید
    من خواهش میکنم که برای من این حس را بگید شاید من خیلی از دوستام را به خاطر این بیماری از دست دادم ولی تا به حال حس یک بچه سرطانی را نشنیدم
    بازم خواهش میکنم بهم یه سری بزنید
    با آرزوی بهترین ها برای شما
    از طرف تنها تنهایی

  16. tanha tanhai on

    وقتي كه تو هستي، تا لحظه اي كه ياد تو در خاطر من جاريست! تا زماني كه دستهاي گرمت همراه دستاي خسته اي منه! تا وقتي كه نگاهت تنها پناهگاه و تكيه گاه نگاه سرگردان منه! تا زماني كه تو همسفر جاده زندگي من هستي! تا وقتي كه شونه هاي تو امن ترين جاي دنياست براي من! من زنده هستم

  17. tanha tanhai on

    دوش وقت سحر آهي بر آوردم زدل

    بر زمين آتش فتاد و بر فلك كوكب بسوخت
    tanha tanhai
    http://www.help-god.blogfa.com

  18. علیرضا on

    سلام….مطالبتونو خوندم….میدونی چیه…ما سالهاست که این مشکلات توی سیستم مون هست…اشتباه همه جا رخ میده اما تکرار اشتباه رو فکر نمیکنم….این یکی مختص کشور خودمونه….موفق باشید….به من هم سر بزنید

  19. با سلام
    استاد و همکار محترم وبلاگ نویس

    خواهشمند است لینک این پایگاه را در قسمت پیوندهای وبلاگ وزین خود قرار داده و در یک پست نیز متن معرفی فوق را درج فرمائید
    تا پذیرای مخاطبان خود باشد و کمکی باشد جهت نشر فرهنگ ایران زمین
    در صورت لینک و ژست مطلب معرفی پایگاه اطلاع رسانی پرستار و پرستاری لطفا در قسمت نظرات نظر داده تا متقابلا شما را نیز لینک نمائیم

    ——————————–
    معرفی پایگاه اطلاع رسانی پرستار و پرستاری

    پایگاه اطلاع رسانی پرستار و پرستاری بزرگترین تولید کننده محتوای پرستاری در وب و یکی از معدود پایگاه های اطلاع رسانی تخصصی در زمینه پرستاری است که در مدت چند ماه از فعالیت خود در صدر جستجوی موتورهای جستجوگر معروف همچون گوگل ، یاهو و ام اس ان قرار گرفته است
    این پایگاه در رتبه بندی گوگل و وبلاگ سرچ گوگل رتبه اول در جستجوی کلمات کلیدی پرستار و پرستاری را دارا می باشد
    پایگاه اطلاع رسانی پرستار و پرستاری که به همت آقای احمد عامری یکی از فعالان پرستاری و نماینده انجمن پرستاری ایران در استان خوزستان و مدیر اجرایی جشنواره وبلاگ نویسی پرستاری ایران به روز و منتشر می گردد
    در این مدت کوتاه توانسته است چشم موتورهای جستجو را به خود معطوف ساخته و در زمینه کلیه مطالب تخصصی پرستاری خویش را در صدر رتبه های بدست آمده قرار دهد
    همچنین وجود بیش از هفتاد و چهار هزار بازدید کننده و همچنین آمار تصاعدی بازدیدکنندگان این پایگاه نشان از اطلاع رسانی صحیح آن دارد

    در این پایگاه بالغ بر 1790 اثر و مقاله آموزشی تخصصی پرستاری می باشد

    آدرس این پایگاه به قرار زیر می باشد
    http://ino.blogfa.com

  20. ناتاشا on

    salam be to azizam khastam begam ba in roheiei ke to dary motmaenan mitony bar bimarit ghalabe koni.man barat arezoye salamaty mikonam va az ham sohbaty bahat lazzat mibaram. doste to natash

  21. amin on

    har koja hastam basham,,,,,aseman mal man ast,,,,panjere,fekr,hava,eshgh,zamin male man ast,,,,,parde ra bardarim,,,,bogzarim ehsas havayi bokhorad,,,rigi az roye zamin bardarim ,vazne boodan ra ehsas konim,,,,va naporsim ke kojayim,,bo konim atlasiye tazeye bimarestan ra,,,,zendegi abtani kardan dar hozcheye aknoon ast,,,ab dar yek ghadamist

  22. کاملیا on

    هانیه جون سلام
    عزیزم نگران نباش همون خدایی که ما را آفرید به ما هم قدرت تحمل داد و هم قدرت تجزیه و تحلیل. متاسفانه این مشکل به علت عدم وجود سیستمی برای بیماران است کسی مسئولیت چیزی را قبول نمیکنه چه برسه مسئولیت جون آدم. من هم خودم دچار سرطان تیروئید شده ام در سن بیست و نه سالگی در عنفوان جوانی دو بار ید درمانی شده ام الان دارم این متن رو برات مینویسم از بیمارستان آمده ام هفته پیش قرنظینه شده بودم و امروز اسکن تمام بدن را انجام دادم نمیدانم منتظر جوابش نموندم برگشتم. بهت پیشنهاد میکنم کتاب » راز» را حتماٌ بخوانی خیلی آرامش بهت میده روحیه ات را از دست نده خدا کمکت میکنه خدا با ماست ما در حال امتحان هستیم. خیلی از آشنائیت خوشحال شدم. مطمئنم سلامتیت را بدست خواهی آورد. شاد باش
    دوستت دارم
    کاملیا از کرج اگر دوست داشتی با هم صحبت خواهیم کرد
    به امید دیدار

  23. reza on

    salam haniye jan omidvaram in dastha va tanet hamishe salem bashe ke adamaye na shokri mesle man ba khondane dast neveshtehat be khodeshon biyan azizam baraye to va hameye marizha faghat mitonam doa konam ma ale afghanestan hastam ama dar iran va ba iraniha bozorg shodam man alan dar yonan zendegi mikonam khosh hal misham bashoma dar ertebat basham va az hale jesmaniat dar hale hazer beporsam baradare kochiket reza


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: