بیمارستان مهر

همه ما استعداد تحجر بینشی رو در ناخودآگاهمون داریم . استعدادی که من اسمش رو میذارم تفکر از پیش تعیین شده . منظورم زمانیه که با توجه به برداشتهای قبلیمون در مورد یه موضوع قضاوت میکنیم ، قضاوتی که خیلی وقتها جلوی پذیرش تغییر رو میگیره . شاید همون استعدادی که میتونه منجر به دگماتیسم بشه.
مثلآ ، قدیمیترین تجربه جدی من از بیمارستان مهر ( البته صرفنظر از تجربه به دنیا اومدنم ) برمیگرده به شروع هوچکین و دکتر برقعی و بیوپسی . یادمه اون زمان تخت بیمارستان به قامت هشت ساله من چقدر با عظمت اومد . این چند روزه که مامان اونجا بستری بود احساس میکردم چرا تختها اینقدر کوچک شدند.

2 ) همیشه توقع من از بیمارستان مهر یه جورایی آرمانی بوده . شاید به این خاطر بوده باشه که بعد از بیوپسی هر چند مرحله سختتری شروع شد لااقل به سرگردانی بین مطب متخصصهای مختلف پایان داد.
احتمالآ همین توقع نسبت به سیستم درمانی ما آرمانی باعث میشد این چند روزه اهمالهای کادر درمانی تا سر حد انفجار عصبانیم کنه . فکرشو بکنید:
(ساعت ده صبح )
من : مامان امروز صبح داروهاش رو گرفته ؟
پرستار : بله . خیالتون راحت باشه.
(چند دقیقه بعد)
پرستار : خانم دانشگر ساعت شش داروهاتون رو خوردید ؟ نه ؟ الآن بخورید .
( روز بعد ، تمام طول بعد از ظهر )
من : داروهای مامان چه ساعتی باید مصرف بشن ؟
پرستار : نگران نباشید ، ما خودمون سر ساعت داروهاشون رو میدیم .
(همون شب ساعت یازده )
من : مامان نباید ساعت ده شب قرصهاش رو میخورد ؟
پرستار : عیبی نداره . الآن بهش بده بخوره.
من : معده اش اذیت میشه اگه با شکم خالی بخوره . برای عکس فردا صبح هم از الآن دیگه نباید چیزی بخوره.
پرستار با نگاهی حق به جانب : خب اصلآ منم برای همین ندادم با شامش بخوره .
من : …
البته باید بگم داروی مورد بحث آنتی بیوتیک KLACIDE بود برای بیمار پنومونی.

3 ) جلوی آسانسور بخش ؛ یکی از بیمارها : من اگه میدونستم این دکتره آمریکا درس خونده نمیذاشتم بستریم کنه .
اصلآ میدونی آمریکا دشمن ماست.اونی که از آمریکا اومده مگه میاد من جانباز رو درمان کنه!!!

4 ) قیمت کارت همراه که برای شب موندن همراه لازمه بیست و دو هزار تومن برای هرشب بود به ازای خوراک و خواب ؛
از قرار هر وعده غذا هزار تومن و یک عدد صندلی برای خواب که با ایجاد روابط حسنه ریالی با خدمه تبدیل به احسن شده و دو عدد صندلی دیگر به همراه یک ملحفه و بالش آنرا مزین میفرمود . پیدا کنید پرتقال فروش را.
… راستی تنها برگه روی برد بخش همین کپی روزنامه ای بود که میبینید :
14-01-07_09172.jpg

Advertisements

14 comments so far

  1. soorena on

    سلام:)در واقع احساس ما نسبت به وقایع انگار توی ضمیر ناخود آگاهمون حک میشه چقدر خوبه که توی حس خوبی به بیمارستان مهر داشتی…اما در هر حال متاسفانه بیمارستان ها هر چی کادر پزشکی و پرستاری قدیمی تری دارن کمتر به حرف مریض و همراه مریض گوش میدن…

  2. پزشكي تبريز 78 on

    سلام
    سيستم درماني و آموزشي ما خيلي ضعيفه. چند روز پيش يكي از پزشكان ايراني مقيم آلمان تو تلوزيون ميگفت پزشكان ايراني از نظر سواد در سطح خيلي بالايي هستند اما اينجا نه امكانات دارند نه برنامه و در ضمن هر كس بخواهد كاري بكنه با كاغذبازي مواجه ميشه.
    در كشور ما اينقدر ضوابط الكي و بي مصرف كه اجرا هم نميشند به سيستم اضافه شده كه حتي قوانين اصولي هم نه اجرا ميشن و نه كنترل. وقتي پرستار يكي از پايه اي ترين وظايفش يعني دادن به موقع داروها رو انجام نده چه انتظاري ميشه داشت.
    تازه بايد خدا رو شكر كنيد. مواردي بوده كه يه مريض به جاي تخت بغليش براي سي تي اسكن يا كار ديگه اي در بيمارستان فرستاده شده!!!

  3. tanha tanhai on

    ba salam mojadad
    omidvaram man ra be yad dashte bashid man tanha hastam shoma hodoodan 2 mah pish be man sar zadid va ba goftan in ke shoma mitoonid man ra az hes va havaye ye bache saratani ba khabar konid be fekr foroo bordidi vali nemidanam az an be bad man dar hodood 4 comment braye shoma gozashtam vali shoma be man sar nazadid bazam khosh hal misham be man sar bezanid
    omidvaram hamishe salem movafagh va shad bashid
    az taraf tanha tanhai
    http://www.help-god.blogfa.com

  4. دکتر سینوحه on

    خوب نوشتی! واقعا همینطوره!

  5. پیام on

    سلام.این نوشته های تو یاد آور قسمتی از تلخ ترین لحظه های زندگیم هست . من بهترین رو به خاطر همین مشکل از دست دادم و با خوندن تک تک جمله های تو صورتم را با اشک شستم.

  6. nerd on

    چه کار خوبی کردین بین اینجا و سووشون تمایز قائل شدین. فکر کنم من هم برای خودم باید همچین کاری بکنم.

  7. tanha tanhai on

    salam
    mochakeram ke be man lotf kardid va behem sari zadid
    vagheaqn kar sakhtiye adam in meyar hai ke shoma dar veblag nevisi darid ra reayat kone vali khosh halam ke shoma in goone va be in ghashangi in meyar ha ra reayat mikonid
    hamishe doostani dashtam ke in ranj ha ra keshidand va ba khoondan mataleb shoma be yad anha miyoftam
    omidvaram hamishe salem va movafagh bashid
    age doost dashti bazam behem sar bezan bishtar az har kas digei khoshhal misham ke shoma behem sar bezanid
    ba arezooye behtarin ha barye shoma
    az taraf tanha tanhai

  8. tanha tanhai on

    يک رنگي و بوي تازه از عشق بگير… پرسوز ترين گدازه از عشق بگير ….در هر نفسي که مي تپي اي دل من…… يادت نرود اجازه از عشق بگير

  9. tanha tanhai on

    ان چه در من نهفته دریای است
    کی توان نهفتنم باشد
    با تو زین سهمگین طوفان
    کاش یارای گفتنم باشد

    بس که لبریزم از تو میخواهم
    بروم در میان صحراها
    سر بسایم به سنگ کوهستان
    تن بکوبکم به موج دریاها

    اری اغاز دوست داشتن است
    گرچه پایان راه ناپیداست
    من به پایان دگر نیندشم
    که همین دوست داشتن زیباست

  10. tanha tanhai on

    salam mojadad be doost aziz man haniye khanoom khoobid
    omidvaram hamishe khoob bashid
    haniye khanoom man emrooz amadam ke begam man ye up kochik kardam agar doost dashtid biyaid khoshhal misham ye sar bezanid va nazaretoon ra bedahid
    ba tashakor az shoma
    az taraf tanha tanhai

  11. بهزاد on

    الان که می نویسم… عزیزترینم 10 روز قبا برای یک جراحی ساده صفرا رفت بیمارستان مهر.. دو روز بعدش رفته تو کما.. دکترش آخرین کسی بود که خبردار شد… الان تو کماست و من.. ده هزار مایل دورتر …. دعا میکنم… اشک….دعا میکنم… اشک…. بیمارستان مهر…. دعا می کنم…. دعا دو دو دو دو…..

  12. فروغ on

    to ro khoda rast migin nagin man mitarsam mamanam amal dare onja oonam che amaliiiiiii

  13. شادي on

    الان كه مينويسم يك يال است كه پدرم را از دسا دادم به خاطر بيتوجهي يك دكتر با تجربه مثلا با تجربه كه به قول خودش يك عمل كوچك روي غدد بزاقي كه از دوره جنيني يك تكه استخوان يا مو در آن باقي مانده كه با يك تحريك ملتهب شده تبديل به سرطان ريه شد چون جناب دكتر بشيراد حتي به خودش زحمت نداد كه قبل از عمل يك عكس ريه بگيرد يا قبل از عمل يك آزمايش روي غده انجام دهد تا بعد از عمل به خش خيم نبودن غده و سپس گذاشتن برق وباز هم چك نكردن وتبديل شدن به سرطان ريه كه طي كمتر از يك سال پدرم را از مابگيرد من از بيمارستان متنفرم

  14. قاسمیان on

    ازپزشکان و پرستاران و کلیه کارکنان خوب
    و مهربان و کوشا مهر کمال تشکر را دارم
    با وجود داشتن بیماری سخت دامادم در هفته اخر اسفند
    در انجا همه ما احساس ارامش و امید به شفا داشتیم .
    به لطف خدا و تلاش بیمارستان مهر حال بیمارمان بسیار خوب
    و رو به بهبودی است .
    از جناب دکتر سلیمی حاذق و پر تلاش ممنونیم
    از شما متشکریم و ایزد را سپاسگذار و شاکر.
    خانواده همسر اقای محمد تقی زمانی
    بیمار بیمارستان هفته اخر اسفند 87


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: