این یک پست ناراحت کننده نیست .

تجربه های سخت رو میشه آسون به ذهن سپرد . شاید این روش حتی یه واکنش دفاعی باشه ، که البته در مورد من خیلی قویه . اونقدر قوی که هر ماه بدون اظطراب چکاپ بدم.این روش مسلمآ ملزوماتی هم داره : مثلآ روبرو نشدن با شرایط هوچکینی . صادق اگه بخوام باشم کم نبودن مواقعی که بدون دلیل درست و حسابی راهم رو یه جوری کج کردم که از جلو بیمارستان کودکان تخت جمشید رد نشم ، که اگه رد میشم وقت سرو غذا نباشه ، که اگه هست یه بهانه برای حالت تهوعم پیدا کنم.
برای خنثی کردن این تدافع لازم نیست خیلی دنبال بهانه گشت . تقویم ما هم از این بهانه ها زیاد داره : مثلآ تاسوعا ، بیمارستان علی اصغر .
dsc00024.JPG
dsc00025.JPG
لازم نیست خیلی به خودم فشار بیارم تا بفهمم روزهای تعطیل در بیمارستان ، حالا چه عزا باشد چه جشن ، دلگیرتر میگذرد . و هر اتفاق کوچکی میتواند هیجان انگیز باشد برای بچه هایی که در و دیوار و پرستار و پزشک بیمارستان را تکراری میبینند .
از همان ورودی بیمارستان یادت باشد از صدای نوحه تعجب نکنی ، که کسی اینجا حواسش نیست عاشورا لااقل اشک اینها را نمیخواهد درآرد .
آنقدر خاطره فراموش شده هست که هرکدام از بچه ها یک جرقه باشند . از بادکنک بازی پسربچه چهار پنج ساله جلوی نگهبانی بگیر تا کبودی دستهای آن یکی . از چشمهای یکی کهبه خاطر درآوردن آنژوکت از خوشحالی میدرخشیدند تا پا بر زمین کوبیدنهای آن یک که نمیخواست امروز زیر پوستی تزریق کند . از مادری که با ورود ما گریه هایش پسرکش را مچاله کرد تا زهرا که از بهزیستی آمده بود و همراه نداشت .
مسلمآ اینها رو برای رقابت با حدادیان نمیگم . برای یادآوری کمبودهای میگم که برای بهتر شدن به چیزهایی مهمتر از پول لازم دارن . خودمونی باشیم . از اولین پست این وبلاگ دارم مثل پیرزنها غرغر میکنم ، انگار نه انگار که کارهای مفیدتری هم هستند . در مورد بیمارهایی که شرایطشون از سهل العلاجی گذشته خیلی کمبود هست که حالا حالاها با کار دولتی درست نمیشن . کمبودهایی که مهمترینشون مسایل روحیه .
تو اکثر کشورها بیمارها شبکه های ارتباطیی دارند برای به اشتراک گذاشتن تجربه ها . تجربه هایی که دیریاب هستند اما راحت میشه آموزششون داد . تجربه هایی که حتی ممکنه به سادگی روش تهیه چند نوع غذای ابتکاری برای راحتتر سر کردن رژیمهای نمک باشند . این شبکه ها یا تو کشور ما وجود ندارند یا اگر هم هستند ناشناخته مانده اند.
از دید دیگر ، مشکلات مالی بیماران ، بخصوص در مواردی مثل سرطان آنقدر زیاد هست آموزشهای روحی را تبدیل به تجملاتی غیر ضروری کند . آنقدر که پزشک به تنهایی تصمیم بگیرد بیماری را چطور با خانواده درمیان بگذارد ، که خانواده به تنهایی تصمیم بگیرند کودک از بیماری خود چه بداند و هزار هزار مشکل روحی دیگر .
بعد منتقدانه حتی روش کمکهای خیرین را هم زیر سؤال میبرد . کمکهایی که هر چند هم پاک ، انگار با ترحم گره
خورده اند و بی رودربایستی بگویم گاهی انگار دارند تلقین میکنند که زیر این نگاهها کسی دارد میگوید آهای من سالمم .
دوست ندارم این پست در حد یه هیجان زودگذر تو آرشیوم باقی بمونه . تک تک ما میتونیم به تعدیل این شرایط کمک کنیم . با دلیلی که نه میخواهم در شعارهای انسان دوستانه بپیچانمش نه در نصیحتهای مذهبی . وجدانمان این کاره است ، خودش دلیل پیدا میکند .
در قدم اول احساس میکنم نیاز به یه سری روانشناس به خصوص روانشناس کودک پررنگتره . همینطور کسایی که تجربه این نوع کارها رو داشته باشند . و افرادی که به هر نوعی با اینطور بیماریها آشنایند . و هر کس دیگری که ایده ای دارد . احساس میکنم برای در قدم اول شکست نخوردن لازمه بدونیم اصلآ چی میخوایم و ریز جزییات این خواسته ها و نیازها چیه . شاید اصلآ این وبلاگ جایی بشه برای گزارش این تاتیهای کوچک .
از همه شمایی که دوست دارید همکاری کنید ، همه شمایی که ایده ای دارید یا مهارتی هر چقدر هم که بیربط به نظر بیاید میخوام که ایده هاتون رو به اشتراک بگذارید . لازم هم نیست خیلی پیچیده باشند ، برای شروع مثلآ احتیاج دارم به یه سری آشپز یا کسایی که تو آشپزی خلاقند و میتونن غذاهایی ابداع کنن برای رژیمهای نمک که قابل خوردن باشند .
اینکه بگید دوست دارید کمک کنید البته منو خیلی خوشحال میکنه ، اما در این صورت ترجیحآ بگید که چطور میتونید همکاری کنید .
…و سرانجام ؛
هوای این خانه غریب است ، عمیق نفس بکش .

Advertisements

25 comments so far

  1. Hamoon on

    سلام هانیه خانم.
    (بلاگ های شما هم که مرتب آدرسشان عوض می شوند…من برای اولین بار این بلاگ رو می بینم)
    راستش همه پست ها را نشستم خواندم. خیلی سوالات هست که دلم می خواد از شما بپرسم.
    چیزی که برای همه ما باید وجود داشته باشد باور داشتن خودمان و امید به آینده است.
    چیزی که مطمئنم شما داری و امیدوارم توی کارهایی که می کنی به خاطر داشتن اون، موفق باشی.
    در مورد ایده هم حتما روش فکر می کنم( و اگه ایده ای به ذهنم برسه!) در میان می گذارم.
    کارهای زیادی در پیش داریم.

  2. پیام on

    سلام.فکر خیلی خوبی هست .میشه یک گروه چند نفره درست کرد و به صورت متمرکز در یک بیمارستان کار کرد.میتونیم هفته ای یکبار به بچه ها سر بزنیم .براشون داستان بخونیم .میشه شماره هامون رو تو یک بیمارستان بزاریم و به خانواده هایی که اونجا هستن کمکهای فکری کنیم و تجربه هام.ن ر .در اختیارشون بزاریم و به سوالهاشون جواب بدیم.من یک زمانی خیلی دنبال این کار بودم و محک هم رفتم که من رو به صورت داوطلب استفاده کنن ولی نشد چون ظاهرا این دوستان محکی هم دوست دارن همه کار در انحصار خودشون باشه و متاسفانه در دادن کار خیریه هم بخل دارن ولی اگه دوست داشته باشین من حاضرم یکبار دیگه با هم بریم محک و بگیم می خواهیم داوطلبانه ممدکار بشیم.این همیشه آرزوی من هست.

  3. sirous on

    ۳ سال تو این بیمارستان برای این بچه ها مددکاری کردم.

  4. khamol on

    حقيقتش اينه كه خودم هم نمي دونم قضيه تا چه حد جديه.ولي حداقلش اينه كه ديگه در نشريه طبيب نمينويسم.هرچند برايم اهميت چنداني ندارد.ولي ازبين خودمان بماند اگر دادگاهي هم نباشد من خودم را محكوم كرده ام.تنها به دليل تنبلي و بي خيالي.

  5. عقاب on

    سلام دوست عزیز
    آدرس سایت این طرح http://teflan.blogfa.com/ است. از این طریق می توانیم بیشتر در ارتباط باشیم. با جمعیت امام علی (ع) هم ارتباط برقرار کنید. در خدمت هستم.

  6. مهتاب on

    سلام
    همیشه دوست داشتم ودارم که وارد این جورجاها وفعالیتها بشم … تاحالا این کارونکردم بیشترنتونستن بوده تانخواستن ..

  7. پزشكي تبريز on

    موقعي كه بخش خون بودم كلي دپرس شده بودم. معلومه وقتي من كه فقط يه ماه اونجا بودم و درگير اون مشكلات هم نبودم اينقدر دپرس ميشدم بيمارها چه حالي داشتند.
    نمي دونم واقعا فعاليتهاي روانشناسانه چقدر ميتونه كمك كننده باشه اما هر گامي، هرچند كوچك، باز هم موثره

  8. علیرضا فرید on

    سلام…خیلی خوبه…من موافقم…ما خیی کارها میتونیم بکنیم…میتونیم کتابچه هایی درست کنیم که توش داستانها و شعرهای کودکانه نوشته شده…توسط کسانی که میتونن قصه بنویسن…من دوستی دارم که نقاشی های خوبی میکشه…میتونیم یه شبکه درست کنیم از داروهای اهدائی…میدونی که من در بخش سرطان کار میکنم…میتونیم کمکهای مردمی رو جمع کنیم…از فامیل و دوستان کمک مالی بریا یان بچه ها بگیریم…میتونیم…قماله های خوبی رو در اینترنت پیدا کنیم برای همکاران ترجمه کنیم…من خیلی ایده دارم…سالهاست کارم…تمام تحقیقاتم…شناختم این بچه هاو کلا بیماران سرطانیه…موافقم…با ایمیل تماس بگیرید…لطفا…بیشتر صحبت کنیم…برای شروع منو اولین عضو بدونید…هر کاری که بتونم انجام میدم…منتظرم…یا هو

  9. ارسلان on

    با سلام خدمت شما جناب دکتر ، من هم خیلی خوشحال میشم اگر بتونم در این زمینه با شما همکاری کنم، البته لازم به ذکره که من اصلا با علوم پزشکی ارتباطی ندارم و یک مهندس هستم ، اگر در زمینه تخصصی من میشه با شما همکاری کرد خیلی خوشحال خواهم شد . در ضمن از تشریف فرمایی شما به وبلاگم خیلی خوشحالم و برای شما آرزوی موفقیت میکنم .

  10. Solfa on

    سلام … خوشحالم که اینجا رو دارم میخونم و این همه امید توی حرفاتون موج میزنه … موفق باشید …

  11. طبیب on

    ممنون از حضورتون
    وبلاگ خوبی دارید همکار محترم
    منتظر حضور مجدد شما هستم

  12. reihan on

    من میگم نصف مشکلات با پول حل میشه. وگرنه من خودمو جلو نرس بخش خفه هم بکنم امکان نداره قبول کنه که یه ترمومتر گذاشتن برا مریض رو میشه با زبون خوش هم انجام داد! برا ی کارهای خیریه کاملا اماده هستم!
    شرمنده که رک گفتم ولی این دقیقا مطلبی بود که امروز به چشم دیدم!

  13. دکتر سینوحه on

    واقعا انجمنهای حمایتی از بیماران تو ایران ضعیف عمل میکنن

  14. دخترارديبهشتي on

    man kheili doost daram komak konam ama tehran nistam…age injooori mishe man hastam va hazeram

  15. narges on

    دوست عزیز: سلام
    خوشحالم که با شما آشنا شدم … و ممنون می شم بازم در مورد نوشته های من نظر بدید.
    نرگس

  16. ali on

    همكاران عزيز :چنانچه دسترسي به هر كدام از كاركنان واحدهاي مختلف سازمان تامين اجتماعي در سراسر كشور داريد از ايشان بخواهيد هرچه سريعتر با شماره 09132296613(عليرضا ژيانپور)تماس بگيرند لطفا″درميان دوستان،همدوره هاي دانشگاه، همكاران قديم، اقوام و….
    حتما» جستجو كرده و اطلاع رساني نمائيد.

  17. اختر on

    هموطن عزیز سلام و سپاس از حضور گرمت در وبلاگم
    از تاخیر در عرض ادب ببخشید من فکر می کردم که برای شما پیام دادم ولی گویا اون روز که خواستم زود جواب را بنویسم چیزی پیش آمد که ننوشتم و بعد هم همش فکر کردم که جوابی برای شما نوشتم.
    به هر حال کار انسانی شما قابل ستایش است و دستت را می فشارم. اگر فکر می کنید که من از راه دور بتونم کمکی کنم با کمال میل هر کاری در حد توانم انجام خواهم داد.
    پیشنهاد من اینه که اگه بتونید که یه نامه رسمی از بیمارستان بگیرید که این بچه ها نیاز به کمک دارند شاید بتوان اینجا(آلمان)برای گرفتن دارو اقدام کرد. البته این فقط فکر و پیشنهاد من است تا چه بتونم در عمل موفق باشیم نمی دونم. چون در اینجا هیچ کاری را بدون نامه کتبی و معتبر انجام نمی دهند به همین دلیل نیاز به یه گواهی معتبر هست.
    به هر حال منتظر جواب شما هستم.
    راستی شما خودتون پزشک هستید؟
    اختر ـ آلمان

  18. Navid on

    سلام
    ممنون كه به وبلاگ سرطان و زندگي سر زدين.
    اميدوارم كه در اين راه موفق باشيد.

  19. tanha tanhai on

    salam haniye khanoom khoobid
    nemidoonam man ra be yad mi avarid ya kheyr vali man modir veblag help-god hastam ghablan ba ham dar ertebat boodim vali kheyli vaghte az shoma khabari nadaram
    omidvaram hamishe salem bashid
    matlabetan ra khoondam vali nemidoonam chi begam dar keshvar ma hamchin pishnahad hai ya be khater kambood booje dochare shekast mishe ya bekhater dalayel modiran va kasani ke dar sadr hastan be movafaghiyat nemi anjamad
    vali pishnahad kheyli khoobiye man daghighan nemidoonam aya aslan baraye koodakan saratani ravanshenas nemigozarand ya baraye bazi hashoon vali in ra midanam elm ravanshenasi elmi hast ke agar ba elm pezeshki tarkib beshe mitoone hata bimari haye na alajam alaj bede omidvaram roozi berese ke betavan in kar ra kard pish nahadi ke daram ine ke ba yek seri az ravanpezesh kani ke doost daran dar in zamine talash konand ra dar internet shenasai kard va az an ha darkhast hamkari konim
    omidvaram dar karhayetan movafagh bashid
    az taraf tanha tanhai

  20. soorena on

    سلام…من هم خیلی وقته که دارم به این قضیه فکر میکنم…مخصوصا وجود روانشناس…دارم سعی میکنم یه راهی براش پیدا کنم…قراره با یکی دو نفر صحبت کنم…نتیجه اش رو بهت میگم…

  21. دخترارديبهشتي on

    چی شد؟ من با سورنا و ÷یام موافقم….نمایشهای عروسکی هفتگی هم چیز بدی نیست ها….

  22. elba on

    سلام
    من خبر نگار هستم
    هر کمکی ازم بر میاد بهم بگید

  23. الهام on

    سلام من دانشجوي ممدد كاري ام توو يزد.ترم بالايي نيستم اما اگه كاري مي تونم انجام بدم خوشحال ميشم بگين.

  24. الهام on

    سلام من دانشجوي ممدد كاري ام توو يزد.ترم بالايي نيستم اما اگه كاري مي تونم انجام بدم خوشحال ميشم بگين.البته با ساوه هم در ارتباطم.

  25. مینا on

    سلام
    من اتفاقی وبلاگ شما رو دیدم
    ما یه گروه دانشجویی هستیم و توی یه بیمارستان مربوط به بیماران سرطانی داریم فعالیت میکنیم
    هر روز یه نفر میره و تو اتاق بازی با بچه ها بازی میکنن و کنارش فعالیتای دیگه ای هم هست ما یه بخش اموزش رو هم راه اندازی کردیم که اکثر اموزش های که فکر کردیم لازمه رو با ترجمه کردن مقالات انگلیسی و استفاده از کتابهای فارسی داریم در میاریم
    میخواستم اگر امکان داره در مورد اون پستی که پیشنهاد این کارو داده بودید اطلاعاتی بهم بدید که ایا کار شما هم پیش رفته یا نه …. ماشیراز هستیم در صورتی که تو شیراز باشید میتونیم بیشتر هماهنگی کنیم البته اگه دوست داشته باشید منتظر خبرتون هستم


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: